تحولات شگفت­ انگیز نوروپلاستی (ترمیم پذیری مغز) و بهبود سکته مغزی

سکتۀ مغزی یک ضایعه و آسیب مغزی است. افرادی که دچار سکتۀ مغزی شده­ اند نیاز به شناخت نوروپلاستی (انعطاف‌پذیری عصبی یا ترمیم پذیری مغز) و میزان امیدواری در روند بهبود پس از سکتۀ مغزی دارند.

همۀ انسان­ها در زندگی خود نیز به بارقه­ هایی از امید نیاز دارند، چرا که بدون امید زندگی سراسر مملوء از درماندگی و یاس است.

این مقاله می­تواند تا حد زیادی امیدوارکننده باشد. امید به اینکه افرادی که دچار سکتۀ مغزی شده اند شانس بهبودی دارند و عملکرد مغزشان مجددا می­تواند چون گذشته بهبود یابد.

این مقاله سعی دارد تا به این افراد کمک کند تا آگاه باشند که مغزشان چه توانایی­هایی دارد، بهترین روش درمانی برایشان کدام است و چگونه می­توان روند بهبودشان را تسریع کرد.

در این مورد، دانستنی­های بسیاری وجود دارد که متاسفانه درک برخی از آن­ها دشوار است با اینحال درک این مطلب که چه اتفاقی در سطح مولکولی روی می­دهد کمک می­کند تا بتوانند به تنهایی در روند درمان خود درگیر شوند.

شناخت ماهیت سکتۀ مغزی و تغییراتی که مغز در این دوره می­کند در روند بهبود این افراد نقش بسزایی دارد. چرا که بیمار مهم­ترین عضو تیم توانبخشی خود می­باشد.

تعریف نوروپلاستی

واژۀ نوروپلاستی به معنای مغز پلاستیکی نیست. نورو که مربوط به مغز است و بدان اشاره دارد، پلاستی نیز از واژۀ یونانی پلاستوس به معنای ترمیم پذیری و انعطاف پذیری مشتق شده­ ا ست.

بنابراین واژۀ نوروپلاستی دلالت بر این دارد که مغز قادر است خود را ترمیم و بازیابی کند.

تعریف رسمی آکسفورد از نوروپلاستی ، عبارت از: “توانایی مغز در شکل گیری و سازماندهی مجدد اتصالات سیناپسی ، به ویژه در پاسخ به یادگیری یا کسب تجربه پس از آسیب وارده بر مغز” می­باشد.

تا همین اواخر، حدود یک یا دو دهۀ گذشته، دانشمندان معتقد بودند که مغز یک عضوی پیچیده و سخت از بدن است که قادر به تغییر نیست.

محققان اخیراً به نتایج جالب و شگفت ­انگیزی در حوزۀ علوم اعصاب دست یافته ­اند که مغز ظرفیت­های بی­حد و مرزی در تغییر و ترمیم خود دارد.

مغز انسان اگر چه ماهیچه نیست اما مانند آن عمل می­کند. مغز انسان درست همانند عضلات که به ورزش پاسخ می­دهد به یکسری محرک­ها نیز واکنش می­دهد.

تغییرات مغز در طول زندگی هر انسانی رخ می­دهد اما برای این تغییرات، نیاز به محرک است.

به منظور درک چگونگی خود بازسازی مغز بهتر است یک فعالیت روزانه که سال­ها انجام گرفته را در نظر گرفت.

برای مثال مسواک زدن دندان­ها که از زمان کودکی فرد آن را انجام داده­ است، اگر دست راست او مسلط تر باشد به احتمال زیاد از دست راست خود برای مسواک زدن و برعکس اگر سمت چپ مسلط­ تر باشد از دست چپ برای مسواک زدن استفاده خواهد­کرد.

اگر چه شاید پیش نیامده باشد اما احتمالاً انسان می­تواند در خواب هم مسواک بزند. در دوران کودکی یا جوانی برای مسواک زدن هر چه صحیح ­تر دندان­ها تلاش زیادی نیاز داشت.

اما اکنون پس از سال­ها تکرار این کار، مغز به عضلات می گوید که چگونه این کار را انجام دهند. استفاده از دست مخالف برای مسواک زدن بدون شک، به سختی صورت خواهد گرفت.

با اینحال اگر این فعالیت  به مدت یک هفته روزانه دو مرتبه انجام شود، مسیر جدیدی در مغز برای انجام این کار ایجاد خواهد شد.

اگر چه برخی در این کار سریع­تر پیش می­روند اما همۀ انسان­ها قادرند تا کارهای ساده ­ای چون مسواک زدن با دست مخالف را یاد بگیرند.

مغز قادر است مسیر­های جدیدی را در خود ایجاد کند که همۀ این­ها به قابلیت ترمیم پذیری مغز ارتباط دارد. پس از یادگیری مسواک زدن با دست مخالف، به احتمال زیاد استفاده از دست غالب، دیگر سخت خواهد بود.

مسیر عصبی این جمله را تایید کرده که اگر از آن استفاده نکنی، آن را از دست خواهی داد.

دانشمندان علوم اعصاب غالباً از این عبارت استفاده می­کنند: “عصب­هایی که با هم آتش می­گیرند به هم متصل می­شوند” و این عبارت مسیر طولانی ای برای کمک به درک نوروپلاستی(ترمیم پذیری مغز) در پیش رو دارد.

تجدید مسیر­های عصبی

اهمیت موضوع

اکنون به این آگاهیم که مغز می­تواند تغییر کند. مسیر­های عصبی دائماً در حال تجدید شدن و بازنشر هستند و مسیر­های قدیمی از بین می­روند.

حالا پرسشی که مطرح می­شود این است که  شناخت این موضوع چه نقشی در بهبودی سکتۀ مغزی دارد، ابتدا لازم است تا اهمیت نوروپلاستی و نقش آن در بهبود سکتۀ مغزی شرح داده شود.

برای آن­هایی که از سکتۀ مغزی، جان سالم به ­دربرده­ اند رعایت دو نکته در روند بهبودیشان ضروری است.

نکتۀ اول، حفظ مسیر­های عصبی موجود که پیش از سکتۀ مغزی فرد با وی همراه است و دوم فراهم کردن محیط و شرایطی که بخش­هایی از مغز قادر به سازماندهی مجدد باشد و مسیرهای عصبی جدیدی را ایجاد کند.

افراد با استفاده از روش­های درمانی مناسب و همچنین اهتمام و تلاش بسیار برای آموزش به منظور بازگشت از سکته مغزی، می­توانند مسیرهای جدا شده را تغییر داده و مسیرهای عصبی جدید ایجاد کنند و در واقع شناخت نوروپلاستی است که کمک می­کند عملکرد­های حرکتی از دست رفته را، دوباره بدست آورند.

نورپلاستی چگونه کمک می­کند؟

مغز انسان، از دوران کودکی، سیگنال­هایی را از نورونی به نورون دیگر می­فرستد. مغز انسان مانند یک مرکز کنترل غول­پیکر عمل می­کند که همه حرکت­ها، افکار واحساسات ازآن سرچشمه می­گیرند.

درون این مرکز کنترل، راه­ها و مسیر­های کوچکی وجود دارد که دائماً در حال استفاده از آن هستیم.

بسیاری از افرادی که از سکتۀ مغزی جان سالم به در­می­برند، به دلیل از دست دادن مسیر­های عصبی خود، توان حرکتی­شان آسیب می­بیندو دیگر قادر به استفاده از اندام­های خود، از جمله، دست­ها، پا­ها، بازو­ها نیستند.

بهتر است موضوع را با یک مثال از زندگی واقعی ادامه دهیم، فرض کنید، مسیر منزل تا محل کار شما به دلیل قطع مسیرهای ارتباطی از بین رفته، لذا باید به دنبال مسیر­های جدیدی بود که ممکن است حتی شما را به مناطق ناشناخته ای رهنمون کند.

بدون نقشه و شناخت از منطقه، عبور از این مسیر، چالش برانگیز خواهد بود، ولی در نهایت شما را به منزلتان هدایت خواهد­کرد. مشابه همین مثال برای مغز نیز صادق است.

مسیر­های عصبی معمول و همیشگی از بین رفته اند و  لذا باید به دنبال مسیر­های جدید بود.

مغز برای انطباق و سازگاری با شرایط بوجود آمده، به چالش کشیده می­شود و قادر است سیگنال­های جدیدی را ایجاد کند و به مرور زمان و تکرار و مداومت، این سیگنال­ها تقویت شده و حرکات فرد آگاهانه­ تر (به این معنا که فرد به مرور می­آموزد که در فعالیت­ها و حرکات خود به طور مستقل و متکی به خویش عمل کند) می­شود.

درمان از طریق، تقویت نوروپلاستیسی عمده ترین عاملی است که در موفقیت فرد در فرایند بهبود کمک خواهد کرد.

بازماندگان سکته مغزی که با پشتکار و تلاش در ساخت این مسیرهای جدید فعالیت می­کنند، به نسبت کسانی که شناختی از این موضوع ندارند شانس بیشتری برای دستیابی به نتیجه مطلوب خواهند داشت.

نوروپلاستی

حقایقی در رابطه با مغز انسان

مغز انسان به عنوان یک مرکز عصبی، به مثابۀ یک موتور شگفت انگیزی است که تمام حرکات، افکار، احساسات و تجربه ­های انسان از آن نشات می­گیرد.

مغز انسان به نسبت، هر پستاندار دیگری بیشترین تناسب اندازه را با بدن خود دارد.

با وجود اینکه که مغز انسان تنها کمی بیش از 3 پوند وزن دارد و فقط 2 درصد از وزن بدن را تشکیل می­دهد، حاوی بیش از 85 میلیارد سلول عصبی است.

مغز انسان همچنین حاوی میلیاردها فیبر عصبی به نام آکسون و دندریت است، که وظیفۀ ارسال و دریافت مکانیسم­های مغز را بر عهده دارند.

مغز انسان دارای تریلیون پیوند اتصال به نام سیناپس است که سلول­های عصبی را به هم وصل می­کند. در واقع یک سیستم بسیار پیچیده ا ی است که سکته های مغزی این اتصالات را قطع می­کنند.

آگاهی از این موضوع اهمیت دارد که تغییرات همیشه در سطح نورون­­های مغز روی می­دهند. حتی پس از سکته مغزی، مغز پذیرای تغییر است و این تغییر می­باید مغز را وادار به سازگاری کند.

مغز باید پویایی خود را بدست آورد و بدون تمرین و تکرار، مغز ایستا می ماند و امیدی به پیشرفت نیست.

چگونه می­توان ترمیم پذیری مغز را افزایش داد؟

سوال نهایی این است که چگونه می­توان توانایی ذاتی مغز را در تغییر و سازگاری با چالش­های جدید تسریع کرد.

با تبعیت از دستورالعمل­های مهمی که منجر به بهبود عملکرد نوروپلاستی می­شود ، تغییر چشمگیری در روند بهبود فرد ایجاد می­شود.

شواهد در حال رشدی وجود دارد که نشان می­دهد با تحریک مناسب فعالیت مغز می­توان بخش قابل توجهی از فعالیت آسیب دیده مغز را بازیابی نمود.

در ادامه به نکات مهمی که توسط جفری کلیم و ترزا جونز پژوهشگران اصول تجربی ترمیم پذیری نورون­ها، ارائه شده است و در توانبخشی فرد پس از سکتۀ مغزی نقش بسزایی دارند اشاره شده است.

پیروی از این نکات به منظور شناخت مکانیسم­های مغز برای بازیابی مجدد خود، که در روند درمان تاثیر زیادی خواهد گذاشت، حائز اهمیت است.

  • از آن استفاده کنید یا آن را از دست بدهید: شکست در بازیابی عملکرد­های ویژۀ مغز به معنای کاهش و از دست داردن عملکرد مغز است.
  • از آن استفاده کرده و آن را بهبود بخشید: آموزش­هایی که عملکرد­های خاصی از مغز را درگیر می­کنند منجر به تقویت آن عملکرد می­شوند.
  • اختصاصی: ماهیت آموزش و تجربه پذیری، ماهیت ترمیم­ پذیری نورون ها را تعیین می­کند.
  • اهمیت شدت: القاء ترمیم پذیری نورون­ها، به شدت تمرینات لازم نیاز دارد.
  • اهمیت تکرار: القاء ترمیم پذیری نورون­ها، به تکرار و ممارست لازم نیاز دارد.
  • اهمیت زمان: اشکال مختلف ترمیم پذیری نورون­ها، در طول آموزش، در زمان­های مختلفی بدست می­آیند.
  • اهمیت شاخص بودن: تمرین باید به قدر کافی شاخص و ممتاز باشد تا به ترمیم پذیری نورون­ها ختم شود.( هر تمرینی منجر به القاء ترمیم پذیری نمی­شود.)
  • اهمیت سن: القاء ترمیم پذیری ناشی از تمرین، در افراد جوان روند سریع­تری را می­پیماید.
  • انتقال: انعطاف پذیری نورون­ها در واکنش به یک تجربۀ آموزشی، منجر به افزایش حصول رفتار­های مشابه می­شود.
  • مداخله: انعطاف پذیری در واکنش به یک تجربه می­تواند در دستیابی به سایر رفتارها مداخله کند. (موفقیت در فراگیری یک رفتار، منجر به فراگیری رفتار­های دیگر نیز خواهد شد.)

با مرور اجمالی این نکات این نتیجه حاصل می­شود که باید سریع شروع به کار کرد، سخت تلاش کرد و  تکرار و ممارست داشت. همچنین باید بر روی نواحی خاصی از مغز که نیاز به بازیابی دارد تمرکز کرد.

شاخص بودن به میزان اهمیت یک عمل اشاره دارد. تکرار کارهایی که فرد قبل از سکته مغزی انجام داده است به پیشرفت در ایجاد مسیرهای جدید کمک فراوانی می­کند.

نکته اصلی  تمرکز بر روی فعالیت­های مورد علاقۀ فرد است. احیای مجدد و شکل دادن به مغز به هیچ وجه آسان نخواهد بود ، با این حال باید همواره این آگاهی را داشت که مغز قادر به تغییر است و عملکرد فرد در کنار آن نیز می­تواند تغییر کند.

نقش فیزیوتراپی در بازیابی عملکرد مغزی چیست؟

وقوف به این نکته حائز اهمیت است که فرد بداند، نظریه قابلیت تغییر پذیری و خود-بازیابی مغز، ایدۀ جدیدی است که اخیراً دانشمندان بدان دست یافته ­اند.

لذا انتخاب تیم درمان و توانبخشی برای فردی که به تازگی دچار سکتۀ مغزی شده اهمیت زیادی دارد.

زیرا ممکن است متخصص توانبخشی، معتقد باشد که مغز ارگانی ایستا و تغییر ناپذیر است و این عقیده به طور کلی تمام روند درمان را تحت تاثیر قرار دهد.

بنابراین باید در جستجوی متخصصانی بود که یقین داشته باشند، مغز می­تواند تغییر کند و شانس بهبودی فرد با این تغییرات، زیاد خواهد بود.

فیزیوتراپیست­هایی که تجربه دارند و مطابق با این مفهوم که مغز پویا است و قابلیت تغییر دارد، به معالجۀ بیماران می­پردازند، تأثیر عمیقی بر بهبودی نهایی فرد خواهند گذاشت.

همه فیزیوتراپیست ها اهمیت نوروپلاستی را درک نمی­کنند و بسیاری از آنها ممکن است با استفاده از روش­های قدیمی به درمان بیمار اقدام کنند.

بنابراین، مهم است که فرد به فیزیوتراپی مراجعه کند که قادر باشد با صدمات مغزی مقابله کرده و بتواند در ایجاد مسیرهای عصبی جدید مغز را تحریک کند.

نتیجه گیری

پس از پشت سر گذاشتن سکتۀ مغزی و تاثیرات مخرب آن بر زندگی فرد، ادامۀ روند درمان به شخص بیمار بستگی دارد.

فرد می­تواند به صورت منفعلانه سرنوشت خود را بپذیرد، یا تصمیم بگیرد که دیدگاه و بینش خود را برای آغاز روند درمان تغییر دهد.

امید همان چیزی است که همه بازماندگان سکته مغزی به آن نیاز دارند، با این حال، امید به ارزانی به دست نمی­آید می­باید رویاهای خود را به واقعیت تبدیل کرد و این موضوع 100٪ به خود فرد بستگی دارد که توان بازیابی خود را به دست بیاورد.

نکته مهم این است که مغز دچار آسیب شده است؛ با این حال مغز یک ارگان واقعا شگفت انگیز است که از قابلیت ترمیم پذیری، تغییر و بازیابی مجدد خود برخوردار است.

این توانایی مغز واقعاً حیرت آور است. اما با همۀ آنچه گفته شد درمان و ادامۀ راه، به باور و تصمیم شخص بیمار بستگی دارد.

فرد دو گزینه پیش رو خواهد داشت. یک: اینکه سرنوشت خود را بپذیرد، دو: این که تصمیم بگیرد تا توانایی 3 پوند ماده خاکستری شگفت انگیزی که روی سر او قرار گرفته، را دوباره به دست آورد و تصمیم با خود اوست.

بیشتر بخوانید: فیزیوتراپی بیماری ای ال اس

برای دریافت نوبت از دکتر بابک جلالیان متخصص مغز و اعصاب در کلینیک فیزیوتراپی یادمان در غرب تهران برای تشخیص و درمان عارضه های مغزی با شماره های 02188088541 – 02188074196 تماس بگیرید.

همچنین در این کلینیک خدمات فیزیوتراپی برای بهبود وضعیت افرادی که دچار سکته مغزی شده اند به صورت حرفه ای و زیر نظر بهترین فیزیوتراپیست ها انجام میشود.

برای دریافت اطلاعات بیشتر و اطلاع از آدرس کلینیک به صفحه تماس با ما مراجعه کنید.