سکته مغزی و بالا بردن انگیزه پس از آن

اهمیت حفظ انگیزه پس از سکته مغزی

غیر از مداخلات جراحی، انگیزه فرد، بزرگترین فاکتوری است که میزان موفقیت توانبخشی او پس از سکته مغزی یا stroke را تعیین می کند.

بسیاری از افرادی که تجربه سکته مغزی داشته اند، برایشان دشوار است که در طول هفته ها و ماه های پس از سکته مغزی ، با انگیزه بمانند.

بازه زمانی پس از سکته مغزی ، برای مغز حیاتی است تا بتواند شروع به ترمیم و ایجاد مسیرهای عصبی جدید کند.

در طول دوره بازتوانی، مهم است که افراد، به طور فعال در جلسات توانبخشی خود شرکت کنند، به کار کردن روی خودشان ادامه دهند و در ساعات باقی مانده، تا حد ممکن از نظر ذهنی و فیزیکی، فعال بمانند.

اگرچه، تحقیقات نشان داده است که اغلب، مشکل این نیست.

بازماندگان سکته مغزی به عدم وجود انگیزه، به عنوان بزرگترین و تنها دلیلی اشاره می کنند که چرا مشارکت فعالشان در فرآیند ریکاوری، با گذشت زمان، کند شده است.

این مقاله، علت ریشه ای این عدم انگیزه را تشریح می کند و شامل نکات و رموزی است که به بیمار کمک می کند از دام بی انگیزگی، که بسیاری از افراد، درگیر آن می شوند، رها شود.

این، یک مشکل شایع است و اگر از پایین بودن انگیزه پس از تجربه سکته مغزی رنج می برید، به این واقعیت دلگرم باشید که می توانید این احساسات را تغییر دهید.

اگر سکته مغزی کرده اید و در حال حاضر، انگیزه بالایی دارید، باید به شما تبریک گفت، با این حال، این مقاله را بخوانید و مراقب علائم هشداردهنده باشید و حداکثر فنون و رموز را به کار ببرید.

شما هرگز نمی توانید در مسیر خود به سمت بهبود و بازیابی، منابع زیادی را برای ایجاد انگیزه داشته باشید.

فائق آمدن بر زیان وارد شده و تلاش برای حفظ انگیزه پس از سکته مغزی

اگر دچار سکته مغزی شده اید و تاثیر منفی روی شما گذاشته است، متحمل ضرر شده اید.

مشابه از دست دادن یکی از عزیزان، تمام فقدان ها و ضررها می توانند هم ویرانگر و هم تضعیف کننده باشند.

اگرچه، بازماندگان سکته مغزی باید برای ضرر و زیان خود، سوگواری کنند و هم زمان، شروع به توانبخشی گسترده کنند.

برای بسیاری از افراد، تحمل این اتفاق بسیار سخت است و انگیزه خود را از دست می دهند.

بدون عزاداری مناسب به خاطر زیان متحمل شده، ادامه زندگی تقریبا غیر ممکن خواهد بود.

خودتان را به یک حلقه بی انتها از افکار منفی در سرتان محکوم می کنید و برایتان بسیار دشوار خواهد بود که در کارهای سخت پیش رو، مشارکت فعال داشته باشید.

الیزابت کوبلر-راس و دیوید کسلر، تحقیقی روی پنج مرحله حزن و سوگواری پس از یک فقدان و زیان، انجام داده اند.

اغلب ما، با اهمیت سوگواری مناسب برای ضرر و فقدان رخ داده آشنا هستیم. اگرچه اغلب، ضرر و زیان مهم را با مرگ یکی از عزیزان مرتبط می دانند و نه با از دست رفتن توانایی های یک فرد.

پنج مرحله ی سوگواری، انکار، خشم، چانه زنی، افسردگی و در نهایت، پذیرش است.

 این مراحل، لزوما خطی نیستند و تمام افراد، همه مراحل را تجربه نمی کنند یا با ترتیب یکسانی از آن ها گذر نمی کنند.

درک ارزش تصدیق این حقیقت که سوگواری، یکی از اجزای مهم سلامتی است، حائز اهمیت است.

خطری ذاتی در پرهیز از فرآیند سوگواری وجود دارد، دقیقا همانطور که در باقی ماندن در یکی از مراحل سوگواری، وجود دارد.

باید فقدان و زیان خود را بپذیرید و سعی کنید در مسیر سوگواری به جلو حرکت کنید.

هدف نهایی، باید رسیدن به مرحله پذیرش باشد و در این نقطه؛ قادر خواهید بود قلب و روح خود را وقف فرآیند بهبودی کنید.

مرحله انکار، می تواند برای بسیاری از افراد، مانند دامی باشد و ممکن است فرار از این دام برایشان ناممکن باشد.

به طور طبیعی، ناتوانی در خروج از مرحله خشم، به مانعی بزرگ در مسیر ایجاد انگیزه و بهبود تبدیل خواهد شد.

هیچ گلوله جادویی به غیر از تغییر الگوهای فکری، وجود ندارد که بتواند به خلاص شدن از خشم کمک کند.

تغییر نحوه فکر کردن در مورد سکته مغزی ، می تواند به کاهش خشم کمک کند.

پذیرش این دو حقیقت، که خشمگین هستید و این خشم اجازه نمی دهد بهبود یابید، حائز اهمیت است.

توجه به این نکته نیز مهم است که دچار یک آسیب مغزی شده اید و مغزتان تغییر کرده است.

مغز تغییر یافته می تواند اخلاق و احساسات را دچار تغییر کند و این اتفاق، احساس خشم را افزایش می دهد.

چانه زنی، مرحله مهمی است. این مرحله شامل پیشنهاداتی مبنی بر اگر (چنین باشد)/سپس(باید چنان کرد) است.

این پیشنهادات ممکن است با افرادی که قدرت بیشتری دارند، به اعضای تیم توان بخشی، به یک دوست یا یکی از اعضای خانواده یا با خود فرد، مطرح شود.

چانه زنی شامل احساس گناه یا افسوس است. فرد، به خاطر به انجام نرساندن مواردی که تصمیم داشته است پیش از سکته مغزی انجام دهد، احساس پشیمانی می کند و اکنون احساس می کند فرصت ها از او ربوده شده است.

در این زمان، فرد حاضر است هر کاری انجام دهد تا به پیش از سکته مغزی بازگردد.

این مرحله گذر خواهد کرد و وی خواهد فهمید که در مورد بازیابی و بهبود خود، مسئول است.

افسردگی، تهدیدی بسیار واقعی پس از سکته است. افسردگی، تمام انگیزه فرد را غارت می کند.

غمگین بودن پس از سکته، نسبتا طبیعی است و اغلب بازماندگان سکته، این دوره را تجربه می کنند.

اگرچه، افسردگی، بسیار با غمگین بودن متفاوت است. در صورت ظهور هرگونه علائم افسردگی، به کمک حرفه ای نیاز است.

لازم است با پزشک در مورد خدماتی که برای این عارضه ارائه می شود، مشورت شود.

خانواده، دوستان و تیم بازتوانی باید مراقب علائم افسردگی باشند و در پی کمک تخصصی برآیند.

به خاطر داشتن این موضوع مهم است که افسردگی، بسیار قابل درمان است اما تنها در صورتی که از منابع لازم کمک گرفته شود.

در نهایت، پذیرفتن سکته، آخرین و مهم ترین مرحله در فرآیند سوگواری است.

بدون پذیرش، هرگز قادر نخواهید بود دوباره خودتان را بسازید.

سکته مغزی ، زندگی را تغییر می دهد، همانطور که بازیابی موفق از سکته، می تواند زندگی را تغییر دهد.

حرکت رو به جلو، به معنی پذیرش وضعیت خود و تلاش فراوان برای بهبود اوضاع است.

پذیرش، باعث ایجاد امید برای آینده و ایجاد نیرو محرکه برای رسیدن به آینده می شود.

اگر سکته مغزی خود را پذیرفته اید، باید بسیار مراقب باشید که نلغزید و به مراحل قبلی برنگردید.

هوشیار باشید و مطمئن باشید که تنها یک راه وجود دارد و آن، رو به جلو است.

بالا بردن انگیزه پس از سکته

 انگیزه درونی و بیرونی

انگیزه درونی، از درون نشات می گیرد؛ این انگیزه زمانی خودش را نشان می دهد که نیروی محرکه ی دست یافتن به یک نتیجه، به طور کامل با میل رسیدن به این نتیجه، پرورش یابد.

انگیزه بیرونی، زمانی است که انگیزه، ناشی از یک منبع بیرونی است، که این منبع ممکن است یک پاداش مالی، تایید دیگران یا سایر دلایل بیرونی برای رسیدن به یک هدف باشد.

تحقیقات نشان داده است که انگیزه درونی، قدرتمندتر و بسیار موفق تر از انگیزه بیرونی است.

اگرچه، درمورد ایجاد انگیزه در بازماندگان سکته مغزی ، ثابت شده است که هر دو شکل انگیزه دهی، نیروی محرکه هایی قوی هستند و باید به صورت ترکیبی از آن ها استفاده کرد.

سطح انگیزه درونی را می توان بالا برد، اما نیاز به کاوشی عمیق در درون هر فرد و تمرکز بر روی آنچه که برای او دارای اهمیت است، دارد.

از خودتان بپرسید به چه چیزی می خواهید برسید.

ممکن است هدف، تمرکز روی عزیزان، خواه همسر، فرزندان، نوه ها یا دوستان باشد.

تصور کنید اگر بتوانید برخی از توانایی های خود را دوباره به دست آورید، چقدر برای آن ها اهمیت خواهد داشت.

چشمان خود را ببندید و خود را در آینده، در حالی که درحال انجام کارهای مورد علاقه تان هستید و از سپری کردن زمان با عزیزانتان لذت می برید، تصور کنید.

این تصویر را در ذهن خود نگه دارید و روی حرکت به سمت آن خودی که در آینده تصور کرده اید، تمرکز کنید.

قدرت و اراده در درونتان شکل می گیرد.

در 17 پژوهش متفاوت بر روی مزایای تکنیک های انگیزه سازی بیرونی، تمام نتایج حاکی از آن است که انگیزه بیرونی برای بازماندگان سکته سودمند است.

ثابت شده است که بازی های ویدئویی، حقیقت مجازی، آموزش رباتیک و سایر بازی های الکترونیکی، همگی در افزایش تمایل بازماندگان سکته به انجام برنامه توانبخشی، موثر واقع شده اند.

بهره بردن از انگیزه درونی و بیرونی، کلید به حداکثر رساندن شانس باقی ماندن در مسیر و جلوگیری از از بین رفتن انگیزه در طول دوران توانبخشی است.

خود را درشرایطی با انرژی مثبت قرار دهید

محیط، تاثیر فراوانی روی بهبودی فرد دارد. نه تنها مهم است که بازمانده سکته که نگرش مثبتی نسبت به بهبود خود داشته باشد، به همان اندازه مهم است که افراد اطراف آن ها نیز همین نگرش را داشته باشند.

محیط، شامل تمام افرادی است که به طور روزانه یا هفتگی، وقت خود را با فرد می گذرانند.

تیم توانبخشی می تواند خدمات خوبی ارائه دهد. اگرچه، نگرش تیم نیز به همان اندازه مهم است.

اگر یکی از اعضای تیم، باعث ایجاد انگیزه در شما نمی شود یا محیطی منفی ایجاد می کند، نیاز است جایگزینی برای آن ها پیدا کنید.

هر کسی که به خاطر شما کاری انجام می دهد، باید منبع انگیزه باشد.

عزیزان شما، وظیفه بسیار دشواری دارند. آن ها اجبارا وارد نقش جدیدی، به عنوان مراقب شده اند و همچنین عهده دار حذف هرگونه انرژی منفی در خانه شده اند.

اگرچه، آن ها وظیفه ای به عنوان انگیزه دهنده اصلی را نیز به عهده دارند.

اگر از عزیزان یک بازمانده سکته مغزی هستید، تمام تلاش خود را بکنید تا او را مثبت و با انگیزه نگه دارید.

حتما اطراف خود را با دوستان و اقوامی که به ترغیب شما به سمت نگرشی مثبت کمک می کنند، پر کنید.

به دنبال افرادی باشید که باعث می شوند زمانتان را روی بهبودی سرمایه گذاری کنید.

هر کسی که ارتباطی با زندگی شما دارد، تاثیری مثبت یا منفی در میزان انگیزه شما پس از سکته دارد.

اطراف خود را با افرادی که نگرش مثبت دارند و به رشد نگرش مثبت در درون شما کمک می کنند، پر کنید.

اهمیت اجتماعی ماندن

 سکته مغزی ، تقریبا تمام جنبه های زندگی بازمانده را تحت تاثیر قرار می دهد.

زندگی اجتماعی فرد نیز از این قضیه مستثنی نیست و بسیاری از بازماندگان سکته مغزی ، از تعاملات پیشین خود عقب می کشند.

دلایل بسیاری وجود دارد که چرا این اتفاق می افتد.

اعتماد به نفس پایین، دلیل اصلی است. واکنش های احساسی در بین بازماندگان، متفاوت است و این واکنش ها به این بستگی دارد که سکته در نیم کره راست یا چپ اتفاق افتاده است.

بازماندگان سکته ی نیم کره چپ مغز ، اغلب دچار تغییرات احساسی شدیدتری می شوند و دچار کمبود اعتماد به نفس بیشتری می شوند.

اعتماد به نفس کمتر می تواند منجر به دوری از موقعیت های اجتماعی شود.

انزوای اجتماعی می تواند باعث افسردگی شود و افسردگی، تمام انگیزه فرد را از بین می برد.

بازماندگان سکته مغزی ، اغلب به خاطر اثرات سکته، احساس نقص می کنند.

آن ها از جمع های اجتماعی دوری می کنند تا مانع از تحقیر و استهزاء شوند.

باید خاطر نشان کرد که این ها احساساتی هستند که اغلب از واقعیت بسیار فاصله دارند.

اجتماعی ماندن پس از سکته مغزی ، مهم است. تعامل با دوستان، حالتان را بهتر می کند و انگیزه تان را افزایش می دهد.

هرکجا زندگی کنید، حتما گروهی از بازماندگان سکته در نزدیکی شما وجود دارد.

بسیاری از بازماندگان سکته، از این گروه ها با عنوان ناجی زندگی یاد می کنند.

به یک گروه ملحق شوید و در جلسات و دورهمی های آن ها شرکت کنید.

گروه های افرادی که تجربه سکته داشته اند، مزایای بسیاری برای فردی که سکته ای را پشت سر گذاشته است دارد.

می توانید تجربیات خود را به اشتراک بگذارید و از حمایت عاطفی گروه بهره مند شوید.

اجتماعی بودن، بخش مهمی از زندگی فرد، پیش از سکته مغزی بوده است.

با بازگشت به وضعیت عادی اجتماعی، می توانید حال خود را بهتر کنید و اعتماد به نفس خود را بالا ببرید.

منتظر دیگران نباشید که با شما ارتباط برقرار کنند، سعی کنید ارتباط برقرار کنید و اولین کسی باشید که مکالمه را شروع می کند.

خارج از جلسات توانبخشی نیز فعال بمانید

بسیاری از بازماندگان سکته مغزی ، در دام غیرفعال بودن در فاصله زمانی بین قرارهای ملاقات گرفتار می شوند و این امر به طور طبیعی منجر به کاهش توانایی های فیزیکی می شود.

برنامه ای برای فعالیت های روزانه خود تنظیم کنید و زمانی را نیز برای استراحت در نظر بگیرید.

اصرار ورزیدن بر عادت نادرست منتظر ماندن، بسیار ساده است؛ منتظر ماندن برای قرار بعدی، وعده غذایی بعدی، تماس تلفنی بعدی.

بسیار بهتر است که پیش کنشگر باشید، روز خود را برنامه ریزی کنید، تلاش کنید و به هدف معناداری دست پیدا کنید و از دستاورد خود، خواه بزرگ یا کوچک، راضی باشید.

قدردانی به خاطر چیزهایی که دارید

مهم نیست چه موقعیت هایی در زندگی پیدا می کنیم، مهم این است که زمانی را برای قدردانی بابت آنچه که داریم، اختصاص دهیم.

قدردانی به خاطر چیزهای خوب زندگی، همیشه اهمیت دارد. اگرچه، این قدردانی در زندگی بازماندگان سکته مغزی ، بسیار مهم تر است.

به عزیزان خود و اهمیتی که بهبود شما برای آن ها دارد، فکر کنید.

تلاش کنید و افکار خود را غرق در عشقی که به آن ها دارید و عشقی که آن ها به شما دارند، کنید.

بهبود به خاطر دیگران، می تواند محرک بسیار قدرتمندی باشد.

در چیزهایی که شما را خوشحال می کند، به دنبال لذت باشید. آیا باغبانی، بازی های ورزشی، موسیقی، حیوانات، هنر یا علایق دیگری را دوست دارید؟

در علایق خود غرق شوید. مثبت و شاد ماندن، رمز با انگیزه ماندن است.

در صورتی که سکته مغزی ، شما را از نظر فیزیکی محدود کرده باشد، به طور طبیعی مجبور خواهید بود نحوه پرداختن به علایق خود را تغییر دهید.

اگرچه، با حفظ اشتیاق و علاقه نسبت به چیزهایی که زمانی دوست داشته اید، یک نیروی انگیزشی بسیار قوی را در درون خود روشن نگاه خواهید داشت.

فیزیوتراپی پس از سکته

بیشتر بخوانید: فیزیوتراپی برای ریکاوری پس از سکته مغزی

تجسم فکری

ذهن ما، توانایی باور نکردنی در ذخیره اطلاعات مربوط به تجربیات گذشته دارد. خواه در مورد راندن موتورسیکلت، دوچرخه یا خودرو باشد.

هر فعالیتی که زمانی به طور طبیعی انجام داده اید، ممکن است توانایی انجام آن را از دست داده باشید.

اگرچه، حتی اگر به خاطر محدودیت تحمیلی ناشی از سکته مغزی ، دیگر نتوانید آن کار را انجام دهید، ذهن همچنان چگونگی انجام آن کار را به خاطر دارد.

تحقیقات تشان می دهد که تجسم ساده ی فعالیتی که زمانی به طور خودکار انجام می شده است، هم تاثیری مثبت روی بازیابی برخی حرکات دارد و هم می تواند به عنوان محرکی قوی عمل کند.

راه های حفظ انگیزه پس از سکته

  1. هرگز تسلیم نشوید. بازیابی از سکته ممکن است سال ها طول بکشد و هر روز، فرصتی برای بهتر شدن است. حتی اگر احساس می کنید وضعیت تغییر نکرده است، که اغلب اشتباه است، به خودتان بگویید فردا، فرصت دیگری برای بهبودی بیشتر است.
  2. بهترین و انگیزه بخش ترین تیم متخصصین را پیدا کنید. در صورتی که اعضای تیم، دیگر الهام بخش شما برای بهتر شدن نیستند، از تغییر آن ها هراس نداشته باشید.
  3. اهداف صادقانه و واقع بینانه تعیین کنید. ممکن است در مسیر پیشرفت خود، افت داشته باشید اما هدف گذاری در امتداد این مسیر، به تمرکز روی باقی ماندن در مسیر کمک می کند.
  4. بر مسیر، و نه بر نتیجه تمرکز کنید. تمرکز ذهنی بر اهداف طولانی مدت، باعث ناامیدی می شود. ماندن در حال و تمرکز روی چیزهای کوچک می تواند باعث تقویت هر روزه ی انگیزه شود.
  5. مطمئن شوید که به طور مناسبی سوگواری کرده اید. درک این موضوع مهم است که متحمل ضرر شده اید و سوگواری، برای عبور از ضرر، حائز اهمیت است. بدون طی مراحل سوگواری، ریسک گرفتار شدن در یکی از مراحل سوگواری به وجود می آید و ممکن است نتوانید به جلو حرکت کنید.
  6. اطراف خود را با افراد مثبت و حامی پر کنید. افراد اطراف شما، خواه خانواده باشند یا دوست، در انگیزه بخشی به شما و بهبودتان نقش به سزایی دارند. افراد بی فایده را حذف کنید و افرادی را که شما را دلگرم می کنند، ترغیب کنید که زمان بیشتری را با شما بگذرانند.
  7. اجتماعی بمانید. ما حیوانات منطقی هستیم، ما در کنار دیگران، پیشرفت می کنیم، اگرچه، بسیاری از بازماندگان سکته مغزی ، پس از سکته دچار انزوا می شوند. مرتکب این اشتباه نشوید، زیرا اجتماعی بودن، محرکی بسیار قدرتمند است. بهترین کاری که می توان کرد، پیوستن به گروهی از بازماندگان سکته در شهرتان است. آن ها به حرکت رو به جلوی شما در مسیر بهبودی کمک می کنند.
  8. از تجسم، به عنوان ابزاری قدرتمند استفاده کنید تا به بدن خود کمک کنید به همان مکانی که ذهن می خواهد، برود. یاد بگیرید چگونه بهبودی خود را تصور کنید و این کار به ذهن برای ایجاد مسیری برای بهبود کمک می کند.
  9. زمان اضافه خود را عاقلانه سپری کنید. زمان بین جلسات فیزیوتراپی، وعده های غذایی، وقایع اجتماعی، اغلب به هدر می رود. این اشتباه را مرتکب نشوید، وقت آزاد خود را با فعالیت هایی که خوشحالتان می کند، پر کنید. زمانی که احساس کنید روزهایتان، پربار و با ارزش هستند، انگیزه تان به میزان قابل توجهی افزایش خواهد یافت.
  10.  هرآنچه که دارید را قدر بدانید. شما از سکته نجات یافته اید و به خودتان یاداوری کنید که متاسفانه همه، نجات نمی یابند. اگر بر چیزهایی که خوشحالتان می کند و چیزهایی که همچنان در اطرافتان دارید، تمرکز کنید، نیروی انگیزشی عمیقی برای عبور از دوران سخت خواهید داشت.
  11. از هر فن انگیزشی بیرونی، استفاده کنید. مجموعه بزرگی از آیتم های انگیزشی تجاری وجود دارد که می تواند به حفظ انگیزه کمک کند. بازی های ویدئویی، برنامه های کاربردی و تمرینات تقویت ذهنی وجود دارند که اثبات شده است باعث افزایش انگیزه می شوند و بهبود را تسریع می کنند. از هر وسیله ای برای تقویت انگیزه استفاده کنید.
  12. به خاطر داشته باشید، شخصیت بهتری در درون شما وجود دارد و در نهایت به شما بستگی دارد که باعث ظهور این شخصیت شوید.

نتیجه گیری

شما، تنها فردی هستید که در فرآیند بهبودی خود حضور دارید. مهم نیست که همسری حامی، اعضای خانواده خوب، دوستانی بسیار حمایت کننده یا بهترین تیم توانبخشی دنیا را دارید.

اگر انگیزه نداشته باشید، هیچ یک از این ها اهمیت ندارند. گام های لازم را برای به کارگیری این نکات مهم بردارید. شما مسئولیت دارید که این کار را در حق خودتان و کسانی که بسیار دوستتان دارند، انجام دهید.

بیشتر بخوانید: فیزیوتراپی سکته مغزی چیست؟ پیشگیری ، علائم و درمان
بیشتر بخوانید: کلینیک کار درمانی غرب تهران

بعد از سکته مغزی معمولا فرد دچار برخی ناتوانی ها می شود که تنها روش درمانی آن فیزیوتراپی است.

پس از ارزیابی مشکلات حسی و حرکتی بیمار و تعیین میزان آسیب فرد در هر حیطه، هدف اصلی فیزیوتراپیست بعد از سکته مغزی ، استفاده از اندام های هردو سمت بدن و بازیابی قدرت و حرکتهای بدن به اندازه ممکن است تا بتواند فعالیت های روزمره زندگی خود را انجام دهد.

جهت دریافت نوبت از کلینیک فیزیوتراپی یادمان و آگاهی از اطلاعات تماس با کلینیک کلیک کنید

شماره های تماس کلینیک فیزیوتراپی یادمان : 02188088541 / 02188074196

کلینیک فیزیوتراپی یادمان شهرک غرب